خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشتِ همسایه.
گرچه می گویند: «می گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذرّه ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد
- چون دل یاران که در هجران یاران -
قاصد روزان ابری ، داروگ ! کی می رسد باران؟
♥ چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 8:16 بـ ه قـلمـ
برچسب:
نویسنده: هلیا شریفی