خرید بک لینک

گل می رود از بستان بلبل ز چه خاموشی

وقت است که دل زین غم بخراشی و بخروشی

ای مرغ بنال ای مرغ آمد گه نالیدن

گل می سپرد ما را دیگر به فراموشی

آه ای دل ناخرسند در حسرت یک لبخند

خون جگرم تا چند می نوشی و می نوشی

می سوزم و می خندم ، خشنودم و خرسندم

تا سوختم چون شمع می خواهی و می کوشی

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 9:16

صفحه بندی