زدست محبوب ، ندانم چونکنم
وزهجر رویش ، دیده جیحونکنم
یارم چو شمع محفل است
دیدن رویش مشکل است
سرو مرا ، پا درگِل است
برخطّ و خالش مایل است
یار من ، دلدار من،کمتر تو جفا کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
رفتم برِ آن ماهِرو
با او نشستم روبرو
گفتم سخنها مو به مو
یار من ، دلدار من
کمتر تو جفا کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
یادی ، آخرتو ز ما کن
برچسب:
نویسنده: هلیا شریفی