فافا جونم
-
تاریخ: 1398/10/16 ساعت: 4:11
شانهات مُجابم میکنددر بستری که عشقتشنگیستزلالِ شانههایتهمچنانم عطش میدهددر بستری که عشقمُجابش کرده است
فافا خوبم و قشنگم اتاق خالیم بی تو چه سرده
-
تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 23:11
رفتی از چشمم و دل محو تماشاست هنوزعکس روی تو در این آینه پیداست هنوزهر که در سینه دلی داشت به دلداری داددل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوزدر دلم عشق تو چون شمع به خلوتگه رازدر سرم شور تو چون باده به م
فافا عشقم
-
تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 23:11
آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبودچشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبودنقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بودعکس شیدایی در آن آیینه ی سیما نبودلب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشتدل همان دل بود اما مست و
تقدیم به فافا
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:48
بی مهر رخت روز مرا نور نماندستوز عمر مرا جز شب دیجور نماندستهنگام وداع تو ز بس گریه که کردمدور از رخ تو چشم مرا نور نماندستمیرفت خیال تو ز چشم من و میگفتهیهات از این گوشه که معمور نماندستوصل تو اجل
فافا نفسم
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:48
xa0xa0“گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟آن چنان مات که یکدم مژه برهم نزنی!مژه برهم نزنم تاکه زدستم نرودxa0ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی!”
فافا
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:48
دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد ، خدا داندشده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی ، پناهی ندارد ، خدا داندمنم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاندبه جز این اشک سوزان ، دل نا امیدم گواهی ندارد ، خدا داند
فافا نفس
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:48
دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو ، سرم دارد شور جاودانه ی توروی دل بود به سوی آستانه ی توچو آید شب، در میان تیرگی ها، گشاید پر، روح من به شور و غوغارو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو
فافا عزیزم
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:48
بهت بدجوری وابسته ام که اینجوری بهم ریختمهمه حرفامو تا امروز نگفتمتو دلم ریختمتو پیشم نیستی و هرشب دارم از غصه می پوسمدلم میگیره وقت خوابکه چشماتو نمی بوسمچه لحظه های بیرحمی داره صبرم تموم میشهتو نیست
فافا جونم و زندگیم
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:48
میدونیxa0آدم وقتی عزیزی را ازدست میدهتنها سنگ صبورش عشقشعشق منxa0xa0بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد کاری بکنغیرگریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نیاد زاری بکناون که رفته دیگه هیچ وقت نمیادتا قیامت دل من
فا *فا (عزیز)
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:39
یادت را از من نگیر !بگذار من هم مثل سهراب بگویم:دلخوشی ها کم نیست !من یاد تو را تا کردم و لای آن کتاب حافظ روی طاقچه که تو به من هدیه کرده بودی پنهان کردم . . .آری خوب می دانم که دیگر نیستی ولی چه کنم
به دل خارِ دریغا ماند و دردا! (فا فا)
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:39
بود که بار دگر بشنوم صدای تو را ؟ببینم آن رخ زیبای دلگشای تو را ؟بگیرم آن سر زلف و به روی دیده نهمببوسم آن سر و چشمان دل ربای تو راز بعد این همه ی تلخی که میکشد دل منببوسم آن لب شیرین جان فزای تو راک
فافا*ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
-
تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 20:36
دست ات را به من بدهدست های تو با من آشناستای دیر یافته با تو سخن می گویمبه سان ابر که با توفانبه سان علف که با صحرابه سان باران که با دریابه سان پرنده که با بهاربه سان درخت که با جنگل سخن می گویدزیرا که منریشه های تورا دریافته امزیرا که صدای منبا صدای تو آشناست.
فا *فا من پناهنده ام به مرزهای تنت
-
تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 20:36
تو را دوست دارمو این دوست داشتنحقیقتی است که مرابه زندگی دلبسته می کند****************************بیشترین عشق جهان رابه سوی تو میآورم…چرا که هیچ چیز در کنار مناز تو عظیم تر نبوده است…****************
بیاد فافا
-
تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 20:36
نه قدرت که با وی نشینمنه طاقت که جز وی ببینمشده است آفت عقل و دینمای دلارا، سروبالاکار عاشقم چه بالا گرفتهبر سر من جنون جا گرفتهجای عقل عشق یک جا گرفتهجای عقل عشق یک جا گرفتهآفت تن، فتنۀ جانرهزن دین،
دلم برات تنگ شده
-
تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 1:38
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میادانگار نه از یه شهر دور . که از همه دنیا میادتا وقتی که در وا میشه . لحظه دیدن میرسههر چی که جاده است رو زمین . به سینه من میرسهآهای که تویی همه کسم . بی تو میگیره
عشق (فا)
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 18:56
تو مقصود منی آآآتو معبود منیتو نور دیده ای آآآتو کمبود منیدلیل قاطع هستی منصفای عالم مستی منپناه آخر خستگیاتو هستی معنیه دلبستگیاشکوه بی نظیر خواستنمرهاورد تمنای تنمصدای ضجه عاجزانه امشفای عاجل بی نشانه امتو مقصود منی آآآتو معبود منیتو نور دیده ای آآآتو کمبود منیتو در تنهایی من همدمیتو با بیتابی من ...
می دانم که جهانی
-
تاریخ: 1397/10/5 ساعت: 23:26
ای شب جدایی که چون روزم سیاهی ای شبکن شتابی آخر ز جان من چه خواهی ای شبنشان زلف دلبری، ز بخت من سیهتریبلا و غم سراسری، تیره همچون آهی ای شبکنی به هجر یار من، حدیث روزگار منبری ز کف قرار من، جانم از غ
عشق (فافا)
-
تاریخ: 1397/10/5 ساعت: 23:26
شنیدم ماهی، وُ هم شاهی میان دلبران، بت صاحبدلان، خدا شنیدم ماهی، وُ هم شاهی میان دلبران، بت صاحبدلان ، خدا گفتم که غمخواری شوی جانم، در روز جدایی شمع شب تارم شوی جانم، ترسم که نیایی نه دلم بردی تو نه
فا *فا
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 22:38
چو اسیر دام توام رام توام ای محرم رازممنم آن شمعی که ز شب تا به سحر در سوز و گدازمای فتنه بکش یا بنوازمبی گناهم بده پناهم کز موی تو آشفته ترمکن نگاهی به خاک راهی ای سایه ی لطفت به سرمچه کنم عشقی غیر ا
شب چراغ من
-
تاریخ: 1397/9/12 ساعت: 22:38
وقتی یادت همه جا خاطره سازی میکنه چشم من به یاد تو ستاره بازی میکنه آسمون اگر شبی ستاره ای کم بیاره برگی از دفتر خاطرات من بر میداره یاد تو یاد تو شب چراغ, من رونق ستاره های باغ من یاد تو یاد تو شب چرا